دوشنبه ۱ تیر ۱۴۰۵ - ۰۹:۱۶
زیارت عاشورا | شناخت دشمنان اهل‌بیت(ع) مقدمه ولایت‌پذیری است؟

حوزه / شرحی بر فرازهای زیارت عاشورا، تقرب به خدا و اهلبیت (ع) را قرب معنوی و معرفتی دانسته و بر دو رکن «تولی» و «تبری» به عنوان مسیر نیل به آن تأکید دارد. در این نگاه، شناخت جریانهای حق، باطل و نفاق در هر عصری، از لوازم اصلی پایبندی به خط اهلبیت (ع) شمرده شده است.

گزارش خبرگزاری حوزه، هم‌زمان با فرارسیدن ماه محرم‌الحرام، این خبرگزاری با انتشار پرونده ویژه «زیارت عاشورا» و با حضور حجت‌الاسلام والمسلمین جواد محدثی، گامی در شرح زیارت عاشورا برمی‌دارد تا دریچه‌ای نو به سوی معارف اهل‌بیت (ع) گشوده شود؛ این پرونده ویژه به حضور مخاطبان ارجمند و عزاداران وفادار سیدالشهدا (ع) تقدیم می‌گردد.

السلام علیک یا أبا عبدالله

سلام و درود بر شما، محبان خاندان اهل‌بیت (ع) و سوگواران حضرت أبا عبدالله الحسین (ع).

در شرح زیارت عاشورا، هنگام تأمل در این فراز می‌رسیم که:

یا اَباعَبْدِاللَّهِ اِنّی اَتَقَرَّبُ اِلی اللَّهِ وَ اِلی رَسُولِهِ وَ اِلی امیرِالْمُؤْمِنینَ وَ اِلی فاطِمَةَ وَ اِلَی الْحَسَنِ وَ اِلَیْکَ بِمُوالاتِکَ وَ بِالْبَراَّئَةِ (مِمَّنْ قاتَلَکَ وَ نَصَبَ لَکَ الْحَرْبَ وَ بِالْبَرائَةِ مِمَّنْ اَسَّسَ اَساسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِعَلَیْکُمْ وَ اَبْرَءُ اِلَی اللّهِ وَ اِلی رَسُولِهِ) مِمَّنْ اَسَسَّ اَساسَ ذلِکَ وَ بَنی عَلَیْهِ بُنْیانَهُ وَ جَری فی ظُلْمِهِ وَ جَوْرِهِ عَلَیْکُمْ وَ علی اَشْیاعِکُمْ بَرِئْتُ اِلَی اللَّهِ وَ اِلَیْکُمْ مِنْهُمْ

تقرب به خداوند به معنای قرب فیزیکی یا مکانی نیست؛ چراکه خداوند در مکان خاصی جای ندارد که انسان بتواند از جهت جسمانی بدو نزدیک شود. همچنین ائمّهٔ معصومین (ع) نیز هم اکنون در موضعی مادی مستقر نیستند که تقرب به ایشان به صورت فضایی معنا یابد. بنابراین، مقصود از «تقرب» در این عبارت، قرب معنوی، سلوکی، اخلاقی، رفتاری و معرفتی است؛ یعنی نزدیکیِ وجودی و باطنی از راهِ هماهنگی با ولایت، پیروی از سیرهٔ اهل بیت و دوری از دشمنان ایشان.

وقتی گفته می شود کسی از نزدیکان ماست، منظور نزدیکی مکانی یا همسایگی فیزیکی نیست؛ بلکه مراد، هم‌سویی و هماهنگی روحی، فکری، اخلاقی و مرامی است. به عبارت دیگر، چنین کسی در یک مسیر و در یک مجموعهٔ فکری و اعتقادی با ما قرار دارد.

نزدیکی به خداوند نیز به همین معناست؛ این تقرب در گروِ عمل صالح و تقواست. بندگان مقرَّب پروردگار، کسانی هستند که به فرمان‌های الهی عاملان اند و در مسیر بندگی گام برمی‌دارند.

حال، پرسش این است که در فراز یادشده از زیارت عاشورا، خواستهٔ ما چیست؟

خواستهٔ ما این است که اعلام می‌کنیم: «من به‌سوی خدا، رسول خدا، امیرالمؤمنین، فاطمهٔ زهرا، حسن و حسین (علیهم‌السلام) تقرب می جویم.»

اما این تقرب با چه وسیله، با چه مرکبی و با چه ابزاری حاصل می‌شود؟

وسیلۀ تقرب به خدا، رسول و اهل بیت، دو چیز است: یک. موالات (تولی) و دو. برائت (تبرّی).

موالات به معنای هم جبهه بودن، هم پیمان بودن و همبستگیِ فکری، روحی، اخلاقی، عملی، اجتماعی و سیاسی با خدا، رسول و اهلبیت است. این همان «تولی» و مصداق حقیقی ولایتپذیری است.

برائت نیز به معنای داشتن خط قرمز در برابر باطل، ظلم، فساد و دشمنان اهل‌بیت علیهم‌السلام است. ما اظهار برائت می‌کنیم از کسانی که با اهل‌بیت جنگیدند، آنان را به شهادت رساندند، یا نسبت به ایشان ناصبی بودند؛ همانگونه که در فراز «مِمَّن قاتَلَکَ و نَصَبَ لَکَ الحَرب» بدان اشاره شده است.

پس آنچه ما را به خدا، رسول و اهل‌بیت نزدیک می‌کند، این دو عنصر کلیدی است: تولی و تبرّی.

بسیاری ممکن است ادعای تشیع و دوستی اهل‌بیت داشته باشند،

اما پرسش اساسی این است که آیا صف خود را از دشمنان اهلبیت جدا کرده‌اند یا خیر؟

دشمنان اهل‌بیت، در دوران گذشته، بنی‌امیه، بنی‌عباس، یزید، شمر، خولی، سنان و همدستانشان بودند.

اما آیا در عصر حاضر نیز اهل‌بیت دشمنانی دارند؟

بله، بی تردید دشمنان اهل بیت در هر زمان، مصادیق گوناگونی دارند که شناخت آنها و فاصله گرفتن از آنان، از لوازم تقرب حقیقی به پروردگار و اولیای اوست.

در عرصهٔ جهانی امروز، به وضوح شاهدیم که خط اهل بیت علیهم‌السلام با دشمنان و مخالفانی روبه‌روست.

کسانی که علیه اهل‌بیت کاریکاتور می‌کشند، کسانی که رمان می‌نویسند، کسانی که از طریق رسانه‌ها و با ساخت فیلم‌های توهین‌آمیز به ستیز با اهل‌بیت برخاسته‌اند، و همچنین کسانی که از دشمنان اهل‌بیت حمایت می‌کنند، همگی در یک چارچوب، یک مجموعه و یک جریانِ واحد قرار می‌گیرند. وظیفهٔ ما این است که صف خود را به‌طور کامل از ایشان جدا کنیم.

بنابراین، ما از سویی تولی و موالات خویش را با اهل‌بیت ابراز می‌داریم، و از سوی دیگر، برائت خود را از همهٔ کسانی که بنای دشمنی با اهل‌بیت دارند، آشکار می‌سازیم. نیز برائت می جوییم از کسانیکه اساسِ ظلم و جور را بر ضد اهل‌بیت نهادند.

این نگاهِ جریان شناسانه را بار دیگر تأکید میکنم؛ چراکه زیارت عاشورا در سراسر خود، بینشی عمیق به ما می‌آموزد:

اینکه حق و باطل، عدل و ظلم، صالحان و فاسدان را همواره به شکلِ جریانی در طول تاریخ بنگریم. بر این اساس، در زمانهٔ ما نیز بنی امیه، شمر، سنان، خولی، یزید و معاویه به اشکال مختلف حضور دارند؛ و خطِّ هجوم به اهل بیت و ستم بر ایشان همچنان ادامه دارد. پس بر ماست که این جریان‌ها را بشناسیم؛ همان‌گونه که شهید مطهری (ره) می‌فرمود:

«شمر زمان خودت را بشناس، یزید زمان خودت را بشناس.»

ما از کسانی که بنیانگذار ظلم بر شما اهل‌بیت بودند، بیزاری می جوییم؛ همچنین از کسانی که در تداوم این راه و خط گام برداشتند، برائت می طلبیم؛ و نیز از کسانی که از آنان پیروی کردند، تا خدا و به سوی شما، با برائت جستن از دشمنانتان، تقرب می جوییم.

اگر در تحلیلی کلان، افراد و گروه‌ها را بررسی کنیم، به دو دستهٔ اصلی تقسیم می‌شوند:

یا در جبههٔ خط اهل‌بیت علیه‌السلام قرار دارند، یا در جبههٔ مقابل آن. البته جبههٔ نفاق نیز وجود دارد؛ یعنی کسانی که خود را در جبههٔ حق جلوه می‌دهند، اما در حقیقت در آن جبهه نیستند.

آیا نمونه‌هایی از این دست را نمی‌شناسیم؟

کسانی که با دشمنان کنونی ما، یعنی آمریکا و اسرائیل، در ظاهر و در شعار گاهی مخالفت میکنند و حتی علیه آنها شعار می‌دهند، اما عملاً وابسته به همان جبهه اند. نیز کشورهایی را می‌شناسیم که در رسانه‌ها و تبلیغات خود شدیداً علیه اسرائیل موضع‌گیری می‌کنند، اما در عمل مهمترین روابط اقتصادی و تجاری خود را با همان رژیم حفظ کرده اند. آیا این جز نفاق میتواند باشد؟

یا افرادی که خود را حامی دین، حامی حق و حامی اهل‌بیت معرفی میکنند، اما در عمل با دشمنان اهل‌بیت همسو هستند و به آنها یاری می‌رسانند.

این نگاه، ما را به بازشناسی دقیق جبهه‌ها و پرهیز از هرگونه ابهام در مواضع عملی دعوت می‌کند.

شناخت حق و باطل به شکل جریانی، از مهمترین درس‌هایی است که زیارت عاشورا به ما می‌آموزد. ما باید این بینش را درک کنیم و خط و موضع خود را در برابر جریانهای حق و باطل مشخص سازیم؛ تا مبادا از کسانی باشیم که شاعر پیش از انقلاب دربارهٔ آنان سرود:

«سگ به است از آن منافق گربه بی آبرو

دعوی اسلام و دل با موشه دایان داشتند»

در آن زمان، «موشه دایان» وزیر دفاع اسرائیل بود؛ برخی از مقامات کشور ایران در دورهٔ پیش از انقلاب، با وجود آنکه ادعای حق و مسلمانی داشتند، دل در گرو دشمنان اسلام بسته بودند و با جبههٔ ضد اسلام همکاری می کردند.

آیا قابل قبول است که کسی در کشور خود، پایگاه، زمین یا امکانات رسانهای در اختیار دشمنان ما قرار دهد و در عین حال ادعا کند که با ما همراه، همخط و همسو است؟ این جز نفاق نیست و هرگز پذیرفتنی نخواهد بود.

بر ماست که لایه های مختلف دشمنیِ دشمنان اسلام و اهل بیت را بشناسیم و صف خود را از آنها به روشنی جدا کنیم.

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha